سلام به همگی
نوشتن متن های طولانی در حال حاضر چندان برایم امکان پذیر نیست.بنابراین مدتی تجربیات شخصیم را اینجا می نویسم.
راستش را بخواهید من دو نوع برنامه ی درس خواندن کوتاه مدت داشتم.
منظورم از برنامه ی کوتاه مدت این است که در آن چندان به کنکور توجه نمی کردم.مثلا فقط قرار بود امروز عربی بخوانم یا مثلا برای امتحان دیفرانسیل حاضر شوم و یا برنامه ی امروزم موقتی بود و ربط چندانی به برنامه ی کنکورم نداشت.
اما مشکل عملیش این است که سر 15 دقیقه برگشتن به اتاق کمی مشکل به نظر می رسد. من یا ساعت کوک می کردم و یا به یک نفر می سپردم که به هر قیمتی شده یاد آوریم کند که باید شروع کنم.گرچه گاهی کار به برخورد فیزیکی هم می کشید(!) ولی روی هم رفته می شد تقریبا همان حدود ها شروع به درس خواندن کرد.
خلاصه این که شخصی کردن هر برنامه قسمت مهمی از هر برنامه ریزی است.
بعد از ساعت 10:50 تا 11:20 تصمیم گرفتم ادامه دهم.حدودا 11:20 بود که برگشتم و از اول جایی که شروع به درس خواندن کرده بودم،نت هایم را مرتب کردم.بعضی جاهای مهم کتاب را علامت گذاری کردم و 11:30 بود که کتاب را بستم.
شاید بد نباشد روی قسمت آخر تاکید کنم.به محضی که قسمتی که می خواستید بخوانید را تمام کردید،همین طور کتاب را نبندید و بروید سراغ زندگیتان.حتما 5 تا 10 دقیقه ی آخر درس خواندنتان را برای دوره کردن مطالبی که در آن بازه خوانده اید اختصاص دهید.
وقتی هم شروع می کنید شاید بد نباشد که 5 دقیقه ی اول نگاهی به خلاصه نویسی یا های لایت هایی که انجام داده اید بیاندازید،تا ذهنتان کمی گرم شود.
برای سری بعد شاید بد نباشد به این سوال کمی فکر کنیم.نقش شانس در برنامه ریزی چیست؟یک سری شرایط لازم برای برنامه ی خوب از نظر شما چیست؟
من نظرات را در پست بعدی منتشر می کنم.(البته اگر نظری باشد،چون احتمالا درگیر امتحاناتید)
همدردی رسمی منو بابت این ضایعه اسف بار(امتحانات ترم اول) بپذیرید.انشاءالله به زودی از شرشون خلاص می شید.