قابل توجه اونايي كه به اتفاقاتي كه دوروبرشون ميفته حساسن
اگرازناهنجاريهاي دوروبرتون خسته شديد
اگردرپي يافتن چرايي وعلل اين معضلات اجتماعي هستيد
اگردرپي جواب چرايي اين مشكلاتيد درمرحله اول لازم نيست راه دوري برويد ومانندبعضي هابه دنبال نفوذاستعمارواستكبارغرب وتهاجم فرهنگي و...باشيد.
جواب اين سوال را استاددكترصادق زيباكلام(استادبلندپايه ي جامعه شناسي وتاريخ دانشگاه تهران)خيلي راحت وبه زبان خودماني ابرازداشته اند كه: باباجان من(تمام علل ووسايل خوشبختي وبرعكس ان بدبختي يك ملت رافقط وفقط بايددردرون همان ملت وويژگي هاي افراد ان ملت جست)
خوب ديگه همه چيزمعلوم شد خيلي ساده است! بايدبرگرديم به زندگي هاي خودمون به محفل نه چندان گرم!!! خونه هامون جايي كه هويت مابراي اولين باراونجاشكل ميگيره اونجارشدميكنيم
ودرست همونجاست كه تصورمون ازدنياي اطرافمون(جامعه) شكل ميگيره.
دراين رابطه رعايت نكات اموزشي زيرضروري است(البته بنده عنايت دارم كه همه خوانندگان محترم اين وبلاگ محترم تر!همه دوران بحران هويت وبلوغ ونوجواني راپشت سرگذاشته اند.اماهدف ازذكرنكات زيراينست كه خوانندگان محترم دراينده يادرزمان حال و درمواجهه باافراد دراين سن(بلوغ)رفتارمناسب وشكل دهنده درراستاي هنجارهاي جامعه راداشته باشند تاديگرمثل بنده ازاين همه ناهنجاريهاي اجتماعي كلافه والبته سرخورده نشوند)
1-حتماهمه ي ما درخانواده يااطرافيانمان كودك ياكودكاني كه در سن بحراني بلوغ(مشخصابراي دختران9-12وپسران11-14سالگي) قراردارند.درمواجهه بااينجورافراداولين چيزي كه نظرانان راجلب مي كندتوجه شمااست.بطوريكه اگربه اوتوجه كرديد به نحوغريبي شيفته ي شما مي شود وبرعكس ان درصورت عدم توجه تامرزبي توجهي محض وياحتي نفرت نسبت به شماپيش ميرود.
2-بعضي كودكان بسته به شرايطي كه دارند(نزديك شدن به نوجواني ونوع محيط متفاوت)درسطح پائينتري ازنفوذپذيري هستند(كه اين يه مسئله ي طبيعيه) براي جلب توجه بيشترانان ميتوانيدبااورابطه يي دوستانه تربرقراركنيد.مثلاذكرنكات طنزومسائل موردعلاقه ي او.مطمئن باشيددرصورت چراغ سبزنشان دادن به اونوجوان نيزحتماشماراهمراهي خواهدكرد.
3-اگاه باشيدكه شمارفته رفته براي كودك تبديل به الگووسرمشق مي شويد.پس حواستان باشدكه درمقابل اورفتاري انجام ندهيدكه به اوسرمشق اشتباه بدهدبرعكس شما ميتوانيدازموقعيت به دست امده نهايت استفاده راببريدوباعزيزشمردن ارزشهاوهنجارها(فرق نميكندچه اجتماعي چه فرهنگي! حالاكه تنورداغه نون روبچسبونيد)دراونوعي تعهدنسبت به اين امورايجادكنيد.
نكته:شايددرنگاه اول باخودبگوئيدكه اينجوركارهاچه اثري دارديابه نوعي باتساهل بااين نوشته برخوردكنيد اماشمانميدانيدبااين كارچه خدمتي به روندهويت سازي درنوجوان كرده ايد!!!حتي شماميتوانيدپارافراترگذاشته ونقش هاي موثرتري دركاستن بحران بلوغشان داشته باشيد.
ميگوئيدچگونه؟؟؟
عرض میکنم:
4-همانطورکه خودتان میدانیددرخانواده های ماایرانیان پدرومادرهیچ نقشی درتوجیه نوجوان نسبت به مسائل دوران بلوغ ومشخصابحرانهای جنسی ندارند(حداقل درمورد من یکی اینجوری بوده)بگذریم ازدلایل نسبتامنطقی ان که حاکی ازحفظ شئن وارزشهای معنوی خانواده است.بایدیک جنبه ی منطقی دیگر انرانیزمدنظرداشته باشیم که نوجوان ممکن است اموزشهای مربوطه راازمراجع غیرذی صلاح!وبصورت ناقص واشتباه ودرمواردی نیزبرعکس یادبگیرد.
اینجانوبت شماست که نقش یک ناجی رابازی کنید.خیلی راحت می توانیدبادادن اطلاعات درست دراین موردوتوجیه تغیرات به وجودامده برای وی تاحدودزیادی فشارهای روانی ناشی ازتغییرات جنسی راکاهش دهیدوحتی انهارابه صفررسانید.(البته قابل توجه است این که مورداخر(4)نیازبه توجیه وبحث بیشترداردکه متعاقبادرهمین وبلاگ درج میشود)
خوب پس ازطی این مراحل است که شما میتونیدباحالت حسادت به خودتون بگید:باباهویت ساز!!!